سرطان پستان التهابی

سرطان پستان التهابی Inflammatory Breast Cancer(IBC) و سرطان پستان پیشرفته – موضعی Locally – Advanced Breast Cancer(LABC) اشاره به گروه هتروژنی از کانسرهای پستان، بدون شواهدی از متاستاز دوردست(M0) داشته که 2 تا 5درصد موارد کانسرپستان را درآمریکا به خود اختصاص می دهند.بیماران با این سرطانها شامل موارد زیر می شوند :

· بیماری قابل جراحی در زمان مراجعه (مرحله بالینی T3NI)

· بیماری غیر قابل جراحی درزمان مراجعه (مرحله بالینی T4 و یا N2-3)

· سرطان پستان التهابی (مرحله بالینی T4dN0-3).

مقایسه کلی مطالعات موارد LABC و IBC به چند دلیل مشکل می باشد. اولا این بیماران از نظر طبقه بندی T و N متفاوتند. ثانیا تعریفLABC برطبق متغیرهای سیستم طبقه بندی AJCC ، در طی زمان تغییرکرده است. بعضی ازمطالعات موارد T3N0M0 را که امروزه به عنوان مرحله IIB کانسر می شناسند وحتی ضایعات بزرگ T2(ضایعه>3CM) رانیز به عنوان LABC شامل کرده اند. همچنین، لنف آدنوپاتی سوپراکلاو که امروزه به عنوان N3 طبقه بندی می شود، قبلا به عنوان M1 تعریف می شدو ازاینرو دربسیاری از مطالعات حذف می گردید. ثالثا زیرگروههای بیمارانی که در مطالعات بررسی می شدند، به میزان بالایی متغیر بودند. برای مثال، بیماران با IBC یابیماری قابل جراحی درزمان مراجعه ممکن بود که با بیماران با LABC مخلوط گردند. رابعا مطالعات ازنظر وسعت ارزیابی های تشخیصی قبل از شروع درمان متفاوت بودند. برای مثال دربعضی ازمراکز به صورت روتین از ارزیابی سونوگرافیکی نواحی آگریلاری و سوپراکلاو همراه با آسپیراسیون سوزنی درگیری های مشکوک استفاده می کردندکه چنین بررسیهای مرحله بندی تکمیلی، نتایج را درتمامی مراحل(Stages) بیماری بهبود می بخشید.

IBC، 1 تا 5درصد کل موارد کانسرپستان را در آمریکا به خود اختصاص می دهد وگونه مهاجم LABC می باشد. IBC، عنوان کلینیکوپاتولوژیکی است که با ادم واریتم منتشر پستان (نمای پوست پرتقالی،peau d'orange) که اغلب بدون توده قابل لمس می باشد، مشخص می گردد. IBC به طور تیپیک، سریعا رشد نموده واغلب در ابتدا به عنوان عفونت اشتباه گرفته می شودو دربسیاری ازموارد، قبل ازتایید تشخیص، به اشتباه با آنتی بیوتیک درمان می گردد. تظاهر بالینی این بیماری ناشی از آمبولی توموربه داخل لنفاتیک درم می باشد. برطبق قواعد سیستم مرحله بندی AJCC، IBC ابتدائا یک تشخیص بالینی است. درگیری لنفاتیکهای درم در عدم وجود یافته های بالینی به معنای IBC نمی باشد. ممکن است جهت تایید تشخیص بالینی IBC، بیوپسی پوست به اجرا درآید، ولی عدم درگیری لنفاتیک درم نباید برمرحله بندی تومور اثری بگذارد.

نظیرسایرموارد کانسرپستان، تعیین وضعیت گیرنده های هورمونی استروژن(ER) و پروژسترون(PR)، ونیز وضعیت HER-2 در نحوه برخورد مناسب LABC و IBC تعیین کننده می باشد.بیماران مبتلابه IBC، درقیاس باسایر تظاهرات کانسرپستان، بیشتر تومورهایی بادرجه(Grade) بدخیمی بالا و HER-2 مثبت داشته وفاقد گیرنده هورمونی می باشند. چون هم بیماران با LABC و هم بیماران با IBC از خطر ذاتی بالایی از ابتلابه بیماری متاستاتیک برخوردارند، قبل از شروع درمان باید تحت بررسیهای کامل جهت شناسایی وجود بیماری متاستاتیک قرارگیرند.

درمان بیماران با LABC و IBC به طورتیپیک شامل شیمی درمانی نئواجوانت (قبل ازجراحی)، سپس انجام جراحی ودرادامه رادیوتراپی است. قبل از استفاده ازشیمی درمانی نئواجوانت، بقاء طولانی مدت این بیماران ناشایع بود.امروزه نظیر کانسر پستان مرحله پایین(Early Stage)، مشخصات بیولوژیک تومور بر انتخاب نوع درمان موثراست. بیماران با کانسرهای HER-2 مثبت باید تحت درمان باپایهTrastuzumab(هرسپتین) قرارگرفته وبیماران با تومورهای هورمون مثبت تحت هورمون درمانی واقع گردند.

رژیم های شیمی درمانی با پایه آنتراسیکلینها و تاکسانها(Taxans) به عنوان مناسبترین رژیمهای درمانی برای بیماران با IBC و LABCدرنظرگرفته می شوند. عمده ای ازبیماران، پاسخ بالینی به این درمانها نشان داده و 15 تا 25درصد پاسخ کامل پاتولوژیک به درمان نشان می دهند. اضافه کردن پاکلی تاکسل(Paclitaxel) به درمان با پایه آنتراسیکلین، به نظر می رسد که نتایج درمانی طولانی مدت بیماران با IBC وLABC را بهبود می بخشد. دربیماران با کانسرهای IBC و LABC ای که HER-2 مثبت هستند، اضافه کردن Trastuzumab به رژیم های شیمی درمانی، نتایج درمان را بهبود می بخشد. مشابه سایر تجاربی که درآنها از شیمی درمانی نئواجوانت استفاده شده است، پاسخ کامل پاتولوژیک وریشه کنی تمام تومور، نشانگر نتایج درمانی بالاتر در بیماران مبتلا به IBC یا LABC می باشد. البته لازم به ذکر است که حتی دربین بیماران با پاسخ کامل پاتولوژیک به شیمی درمانی نئواجوانت، بیماران با IBC یا LABC نسبت به بیماران مبتلابه مراحل پایین تر کانسرپستان، از خطر بالاتری از عود بیماری برخوردارند. بیماران با IBC یا LABC باید به طورروتین وعلی رغم پاسخ کامل پاتولوژیک به شیمی درمانی نئواجوانت، پس از انجام ماستکتومی، تحت رادیوتراپی قرار گیرند.

بعضی اززنان مبتلا به LABC ممکن است به دنبال شیمی درمانی نئواجوانت، کاندید انجام جراحی حفظ پستان(BCT) شوند. دریک مطالعه انجام شده، به دنبال اجرای این روش، کنترل موضعی مناسبی در بیمارانی که یک یا بیشتر از ویژگیهای زیر رانداشتند، مشاهده گردید:

  • بیماری بالینی N2-3
  • تهاجم لنفوواسکولار
  • اندازه پاتولوژیک تومور باقیمانده بیش از 2cm
  • بیماری باقیمانده چندکانونی(Multifocal)

البته هنوز تجارب بسیاری محدودی باانجام این روش وجوددارد.در یک مطالعه کوچک دیگری که درآن 13 بیمار مبتلا به IBC تحت شیمی درمانی نئواجوانت وسپس جراحی حفظ پستان قرار گرفتند، 7 بیمار دچار عود موضعی شدند. این نتیجه همراه با ماهیت منتشر IBC نشانگر این مطلب است که اجرای BCT درزنان با این تشخیص کنتراندیکه می باشد.

اگرچه بسیاری از زنان پاسخ بالینی مناسبی به شیمی درمانی نئواجوانت می دهند، بعضی از بیماران دچار پیشرفت بیماری شده ویا همچنان غیرقابل عمل باقی می مانند. چنین بیمارانی ممکن است کاندید شیمی درمانی بارژیم های جایگزین ویا درمانهای جدیدتر باشند. جراحی در بیماران با IBC، تازمانیکه رفع کامل تغییرات التهابی پوست پدیدآید،کنتراندیکه می باشد. در مطالعات جدید انجام شده، 85 تا 90درصد بیماران، پس از انجام شیمی درمانی اولیه، قابل عمل می گردند. رادیوتراپی نیز ممکن است تبدیل بیماری غیر قابل عمل رابه بیماری عمل پذیر، تسهیل بخشد. علی رغم درمانهای مدرن اخیر، تقریبا 20درصدبیماران با IBC دجار عود لوکورژیونال می گردند. بیماران با عود بیماری درناحیه قفسه سینه، پس از انجام شیمی درمانی، جراحی، ورادیوتراپی، درخطر بالای عود وسیع لوکورژیونال تومور ونیز ابتلابه بیماری متاستاتیک ارگانهای احشایی قرارداشته و بایدبراساس قواعد درمانی کانسرپستان متاستاتیک درمان گردند.

/ 0 نظر / 177 بازدید