افسردگی زمستانی چیست؟!
ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

افسردگی زمستانی چیست؟!


افسردگی زمستانی چیست؟!

اگر با نزدیک شدن زمستان، افسرده و کم حوصله شدید، بپذیرید که این موضوع تنها شامل شما نیست. تقریباً 12 میلیون امریکایی از افسردگی زمستانی رنج می برند. افزون بر این 35 میلیون تن به گونه ی خفیف آن دچار شده اند. این نوع افسردگی در بانوان شایع تر از مردان بوده و تا به حال هنوز علتش روشن نشده است. زنانی که دچار افسردگی زمستانی می گردند، غالباً بین سنین 20 تا 30 سال هستند. برخی از کارشناسان را باور بر این است که نیمی از زنان ساکن ایالت های شمالی امریکا با این معضل رویارویند. با نهایت تاسف ، شمار اندکی از آنان تحت مداواهای صحیح واقع شده اند چرا که تشخیص و جداسازی افسردگی معمولی از افسردگی فصلی دشوار است.

به موجب گفته ی پ‍‍‍ژوهندگان ملی بهداشت، این تفاوت که به جنسیت مربوط می شود به دلیل حساسیت بیشتر زنان به نور و تاریکی است. امروزه می دانیم که هورمون ملاتونین[1] در پیدایش افسردگی فصلی موثر است.

در انسان، هورمون ملاتونین ( مستقر در هیپوتالاموس ) تنها در تاریکی ترشح می شود : یعنی آن زمان که ساعت بدن تشخیص دهد شب شده است. میزان ملاتونین مجدداً به هنگام روز کاهش می یابد، ( موقعی که نور با پرده ی شبکیه برخورد می کند ). برعکس از میزان سروتونین در شب کاسته شده و روزانه افزایش پیدا می کند.

مساله ی جالب این جاست که در شرایط معمولی، ترشح هورمون ملاتونین در زنان در فصل زمستان فزون تر از تابستان می باشد و این در حالی است که چنین تفاوت فصلی در مردان مشاهده نمی شود. این موضوع نمایانگر آن است که زن ها نسبت به نور طبیعی حساس تر از مردها هستند و حتی مواقعی که از نور مصنوعی سود می جویند، باز هم تا حدی بدنشان تغییرات فصلی را که بر طول روز اثر دارند، شناسایی می کنند.

نیکوترین شیوه ی مداوای افسرده حالی، « نوردرمانی » است و آن ارائه ی گونه ی ویژه ای از نور در طول زمستان می باشد که موجب از بین رفتن این نوع افسردگی در بیشتر افراد می گردد. به هر حال، این بیماری باید دقیقاً تشخیص داده شده و منبع نوری صحیح و با شدت و میزان کافی عرضه شود. به طور کلی شخص باید با فاصله ی 90 سانتی متری از منبع نوری ( بین 6 تا 8 لامپ فلور سنت ) به مدت سه ساعت در روز بنشیند.

روشنایی نور اتاق به خودی خود برای درمان افسردگی فصلی بسنده نیست. در پی چند جلسه بهره وری از این منابع نوری، نشانه های افسردگی به تدریج فروکش می کنند. چون خوددرمانی تنها قسمتی از مداوا شمرده می شود، معالجه باید پیوسته تحت نظر یک کارشناس صورت گیرد. پزشک به طور یقین داروهای ضد افسردگی را هم تجویز می کند. چنانچه فرد از نور درمانی استفاده می کند، میزان داروهایش باید کمتر باشد. غالب پزشکان همزمان با تغییر فصل، مقدار داروها را نیز عوض می کنند و به راستی با کوتاه تر شدن روزها، این داروها افزون می گردند. بسیاری از پزشکان، داروی « پروزاک » و سایر داروهای فزاینده ی سروتونین را بهترین راهکار درمان این گونه افسردگی می شمارند. شمار اندکی از کسانی که گرفتار این گونه افسردگی اند، به طور موقت تمام شب را بیدار می مانند و چرخه ی خواب و بیداری شان را دگرگون می سازند. چنین روشی در مورد همه کار ساز نیست.

در پیرامون ما افراد گوناگونی پراکنده اند، بعضی از آنان به قدری شکننده و حساسند که حتی با پیش پا افتاده ترین موضوع بی اهمیت که احتمالاً برای سایرین جالب و نشاط آور است افسرده دل می گردند، همان موریانه ای که هر لحظه امکان دارد انسان را تا ته بجود. فرا رسیدن زمستان در زمره ی همین مسایل جزیی است که احتمالاً به پیدایی رخدادی بس ناخوشایند می انجامد. در فصل زمستان و با کوتاه شدن طول روز، افراد زیادی به افسردگی دچار می شوند. این گونه افسردگی که افسردگی فصلی نام دارد، غالباً در پاییز و زمستان رخ می دهد و بیشتر از همه، جوانان و زنان را اسیر می کند. همان گونه که یادآوری شد، افسردگی فصلی تحت تاثیر ملاتونین پدیدار می گردد. ملاتونین، هورمونی است که به وسیله غده ی پینه آل در مغز ساخته و ترشح می شود و نقش ارزنده ای در تنظیم ساعت زیستی[2] بدن دارد.

ساعت زیستی بدن، انجام فعالیت هایی همچون تولید پروتئین، رشد مو، میزان اشتها، تنظیم درجه ی حرارت بدن و خواب و بیداری را برعهده دارد که همگی تحت تاثیر هورمون ملاتونین دچار دگرگونی ها می گردند. ملاتونین در فصل سرما و به علت تاریکی زیاد، بیشتر از سایر فصل ها ترشح می شود و چون هر چه ترشح ملاتونین بیشتر باشد، بروز اختلالات رفتاری هم بیشتر است و عده ی زیادی در زمستان افسرده می شدند. جوانانی که ناخودآگاه دچار افسردگی می گردند، نخست آن را مشکل جدی به حساب نمی آورند و حال آن که چنان چه بیماری یاد شده به نحو صحیحی مداوا نگردد، عوارض شدیدتری را به همراه خواهد داشت. احساس بیهودگی، سیه روزی و نومیدی، دلهره، تباهی، بیزاری، اختلال در خواب، بی اشتهایی، عدم تمایل به انجام امور روزانه و از کف دادن حس نشاط و سرخوشی، اندوهگینی و گریه ی طولانی، احساس گنه کاری، اشکال در تمرکز، پریشان فکری، آشفته حالی، خستگی، ترس بیمارگونه، توهم، بی میلی جنسی و جز این ها .... نشانه هایی هستند که شخص مبتلا را اسیر خود می کنند.

با وجودی که این حالات، به سبب تغییرات زیستی بدن طبیی است، اما اگر روز به روز شدت یابد و فرد به تنهایی و گوشه نشینی کشانده شود، باید هر چه تندتر دست به کار شد و فرد را از بحران رهایی داد. در صورتی که علایم ظاهری این افسردگی در شما دیده می شود، بکوشید تا دیر نشده و به روزهای واپسین زمستان نرسیده ایم، افسرده دلی را از خویش برانید. دارو درمانی و روان درمانی دو راه گوناگون برای زدودن افسردگی شمرده می شوند. شق اول چندان توصیه نمی شود چون مصرف افراط آمیز داروهای ضد افسردگی جدا از این که چرخه ی معکوس به وجود می آورند، موجب عوارض جانبی فراوانی می گردند. روان درمانی بیشتر از سایر روش ها مورد عنایت روان پزشکان است.

اختلالات تغذیه ای، مرخصی ها، استعلاجی، اخراج از کار، گسستن پیوندها و حتی خودکشی از نشانه های بارز افسردگی زمستانی است. در موسم زمستان، این پدیده همچون بیماری همه گیر بر کشور فنلاند سایه گستر می شود و زندگی بخش اعظمی از جمعیت این کشور را فلج می کند. دلیلش این است که نوع شدیدی از افسردگی موسوم به « اختلال عاطفی فصلی » ( اس ای دی )[3] یا بهتر بگوییم افسردگی زمستانی بروز می کند که خاستگاهش کمبود نور آفتاب می باشد. بنا به دلایلی که کاملاً معلوم نشده است، زنانی که در گروه سنی بین 20 تا 45 سال هستند، عمدتاً قربانی بیماری مزبورند. خوشبختانه امروزه درمان بس موثری متداول شده و آن جذب نور بسیار درخشان چراغ های روشنایی روز است. برای گردشگران، پیاده روی زمستانی در سراسر هلسینکی، اندیشه ی بودن در گلخانه ای را که به نحوی واقعیت دارد، در ذهن آنان متداعی می سازد. چرا که انسان ها نیز همچون گیاهان برای رشد و زیست نیازمند نوراند.

افسردگی زمستانی، یا آن طور که از حیث علمی مشهور است، اختلالات عاطفی فصلی براثر کمبود نور آغاز می شود. ساعت بدن که ضرباهنگ روز و شب ما و تولید برخی هورمون ها را تنظیم می کند، مختل می گردد. اختلال عاطفی فصلی بیماری است که شباهت زیادی به مرض قند ( دیابت ) دارد که با تکمیل آنچه که آدمی فاقد آن است، درمان می شود. انسولین و نور به ترتیب چاره ساز و مشکل گشای بیماری قند و افسردگی است. دلیل اصلی افسردگی فصلی، صرفاً جسمی است نه روحی و این مساله درباره ی سایر ابعاد افسردگی هم صدق می کند. مهم ترین ویژگی اش این است که در زمستان که هوا تاریک می شود، ظاهر شده و در تابستان که هوا روشن است، به طور کلی از بین می رود.

نینا هیوارنین 29 ساله، بازیگری ارزنده، زیبا، شوخ طبع، بسیار با استعداد ولی افسرده است. وی می گوید‌: « لااقل در فصل زمستان من مانند بیشتر فنلاندی ها، افسردگی ام را پنهان نمی کنم و این بدان معنی نیست که فرد، به جنون مبتلا شده است.»

او ادامه می دهد : « برای ایفای چشمگیر نقشم، باید نه تنها از حیث جسمی بلکه از لحاظ روحی نیز وضع مناسبی داشته باشم. احساس سرخوشی، لازمه ی جلوه گری نیکوست. وقتی نوجوان بودم، برایم اهمیت نداشت که تابستان است یا زمستان. اما با بالا رفتن سن، کمبود نور در من اثر گذاشت به طوری که زمستان ها چون باتلاقی مرا آرام آرام، اما کاملاً در خود غوطه ور ساخت. پرخوری را آغاز کردم، لیکن نه با میل و اشتهای زیاد. چرا که بازیگر بودم و می بایست به فکر تناسب اندامم باشم. فکر می کردم که این بیماری، رهایم نخواهد ساخت. لکن حدود پنج سال قبل یک روز، رخدادی روی داد. به این ترتیب که در یک جلسه ی تمرین در ژانویه که افسرده کننده ترین ماه سال است، زانویم قفل شد و به زمین خوردم. در این حالت دردی احساس نکردم و خشمگین و نگران نشدم. تنها نفس راحتی کشیدم! واقعاً خوشحال بودم که دیگر مجبور نیستم بازیگری کنم. آیا می توانید تصور کنید که چطور ممکن است بازیگر نامداری از آسیبی که دیده بود،خشنود گردد ؟! تقصیر بدنم بود که برایم خط و نشان کشیده و آشکارا هشدار داده بود که افسردگی ام را سرسری نگیرم که گرفتم! از آن لحظه به بعد از چراغ های روشنایی روز استفاده کردم تا زمستان را به سر آوردم و حالم خیلی بهتر شد . صبح ها در خانه و هنگام بازیگری در تماشاخانه ( تئاتر ) چراغ به دستم می گرفتم. در حقیقت فعلاً چندین چراغ موجود است و بسیاری از همکارانم نیز از آن ها استفاده می کنند. حتی موقعی که به شهرهایی مثل پاریس و میلان سفر می کنم، چراغ به دستم می گیرم. »

در فصل زمستان هر چه انسان بیشتر به سوی شمال برود، هوا تاریک تر می شود و تعداد مبتلایان به اختلال عاطفی فصلی افزوده می گردد. بنابراین عارضه ی مورد بحث تنها شامل فنلاند نمی شود، گرچه ظاهراً‌ممکن است چنین باشد، زیرا کشور مذکور بیشترین صدمه را از این بابت خورده است. پژوهش صورت گرفته در فنلاند حکایت از آن دارد که 75 درصد زنان در گروه سنی 20 تا 45 سال دچار اختلال عاطفی فصلی هستند و این که بین 5 تا 10 درصد آن ها پنج برابر مردان به افسردگی زمستانی دچار می شوند.

دکتر تیمون پارتوننن، پژوهنده ی ارشد که یک دهه راجع به افسردگی زمستانی بررسی می کرده است، می گوید : « ما کشور روان گسیخته با دو شخصیت کاملاً متضاد هستیم که در تابستان سرخوش و جبین گشوده و در زمستان غمگین و راکدیم. افسردگی زمستانی، بیماری شماره یک فنلاند است. شما می دانید یعنی چه؟ در سال های اخیر، هشدار جهانی مشکل را وخیم تر ساخته است. سابقاً‌ در کشور ما برف زیادی می بارید که واکنشگر وجود نور اندک بود، ولی امروزه عمدتاً باران می آید .» او اضافه می کند‌: « نور، مورد نیاز این زنان است و چون نمی توانیم ایشان را به جزایر قناری گسیل داریم، چراغ های روز روشن که جزء جدایی ناپذیر زندگیشان به حساب می آید، بهترین راه حل مشکل ایشان است. »

استاد کریس تامپسون انگلیسی که یکی از صاحب نظران برجسته در اختلال عاطفی فصلی است اظهار می دارد : « اختلال عاطفی فصلی، بیماری ناشی از تمدن و پدیده ی جدیدی است. در روزگاران قدیم، مردم با روشنی روز، چشم از خواب می گشودند و وقتی هوا تاریک می شد، می خوابیدند. آنان چونان طبیعت، از ضرباهنگ فصول پیروی می کردند یعنی بهار و تابستان، اوقات فعالیت و رشد زیادشان بود، اما در زمستان تا سرحد امکان دست به کاری نمی زدند و نیروی خود را ذخیره می کردند. در حال حاضر، به یاری چراغ برق، حرارت مرکزی و تهویه ی مطبوع، تفاوت های بین شب و روز و زمستان و تابستان را از بین برده ایم. از ما انتظار می رود که حتی در زمستان به شدت بکوشیم و مثمر ثمر باشیم. لیکن بدن های ما همچنان چرخه ی طبیعی فصول را به یاد می آورند و در برابر کوتاهی روز واکنش نشان می دهند .»

زنانی که دچار اختلال عاطفی فصلی هستند، بیشتر اوقات درمی یابند که زندگی شان نابسامان و درهم برهم شده است؛ امکان دارد کارشان را از دست بدهند؛ از همسر خویش جدا شوند؛ منزوی شوند و گاه به خود درمانی بپردازند.

گفتنی است که در فصل زمستان فنلاند، نور حکم آب در بیابان را دارد. چراغ های «الینا» به نجات بسیاری از زنان فنلاندی یاری کرده است.

توصیه هایی جهت جلوگیری از پیشرفت افسردگی فصلی در روزهای زمستانی

§     صبح ها زودتر از خواب بیدار شوید و پیاده روی کنید. انجام فعالیت های ورزشی به خصوص پیاده روی در هوای آزاد و روشنایی روز، سهم به سزایی در کاهش افسردگی دارد.

§     از گرفتن رژیم های کاهش وزن که بدون قواعد علمی است، بپرهیزید. برای رهایی از اختلالات رفتاری تا می توانید از سبزی و میوه سود بجویید وبه میزان ویتامین گروه « ب » که در گوشت قرمز، جگر، تخم مرغ، غلات، دانه های خوراکی و ماهی یافت می شود، به برنامه ی غذایی خود بیفزایید.

§     خود را در اتاق تاریک و بسته حبس نکنید. هر چه بیشتر در معرض تابش نور خورشید قرار بگیرید، زودتر از علایم افسردگی فصلی رها می شوید.

§     مصرف روزانه ی قهوه و شکر را بکاهید. شکر از تاثیر ویتامین گروه « ب » در بدن می کاهد و نشانه های افسردگی را تشدید می کند.

§     کمبود آهن، امگا و اسید فولیک هم اثر مستقیمی با بروز علامت های افسردگی دارد. پس هر چه بیشتر از گذشته نسبت به برنامه ی غذایی تان اهمیت قایل شوید.

§     از پیله ی تنهایی که در درون تان کشیده اید، بدر آیید و با دوستان تان درآمیزید. به منظور تغییر حالت عمومی تان بیش از روزهای گذشته در اجتماع حضور داشته باشید و با دوستان و همفکران خویش تبادل نظر نمایید. چنان چه به رغم توصیه های یاد شده، تغییری در وضعتان مشاهده نگردید، بی درنگ به روان پزشک رجوع کنید.